خونه جديد ...

بالاخره نوبت ما هم رسيد که بگيم خداحافظ پرشين بلاگ ... !

آره ديگه ما هم .com شديم ... !

از اين به بعد حرفهای منو اينجا بخونيد ... http://www.bluecopse.com

اگه هم کسی لطف کرده و به من لينک داده آدرسش رو عوض کنه چون ديگه اينجا نمی نويسم ... !

 

همين ديگه ...

 

شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٢


تولدمه ... !!!

برای روز ميلادم اگر تو ...

به فکر هديه ای ارزنده هستی ...

منو با خود ببر تا اوج خواستن ...

بگو با من که با من زنده هستی ... بگو با من که با من زنده هستی ... !

 

 

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٢


فاصله ...

فاصله يه حرف ساده است ... بين ديدن و نديدن ...

ولی همين يه حرف ساده ميتونه يه زندگی رو داغون کنه ... يه زندگی رو که تازه داشت رنگ شادی و قشنگی رو به خودش ميگرفت ...

 

همين ديگه ...

 

شقايق گل هميشه عاشق

 

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٢


...

اگه حتی بين ما ...

فاصله يک نفسه ...

نفسه منو بگير ...

 

 

همين ديگه ...

 

 

شقايق گل هميشه عاشق :)

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٢


دروغ ...

متوجه دروغی ميشی که به نظرت قابل بخشش نيست ...
ولی اينو خوب ميدونی که نبخشيدن کار تو نيست ...


  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ تیر ،۱۳۸٢


...

بهترين چيز رسيدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است ...


همين ديگه ...


شقایق گل همیشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٢


...

هميشه به خود باورانده ام که بزرگتر از آنی که بتوانم حرفهای حقيرم را بر ذهنت بنشانم ... ولی با اين وجود کلامم را تقديمت ميکنم و اگر خواستار باشی نفسم را هم ... و برايت می گويم ... می گويم از محبت ... دوستی و عشق ... عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل ...
عزيزم ...
به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها ... گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد می کنند ...
چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند ...
ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند ... ولی آيا ممکن است؟! ... فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟! ...
امیدوارم !!! ...
ولی عزیزم باز هم مهم نیست ! ...
مهم ماییم که باور داریم عشق ... روح و وجود یکدیگر را ... !
مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم ...
و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش ... !
پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد ...


همین دیگه ...


شقایق گل همیشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٢


عشق؟! ...

يه کسی رو ميخوای که دوستش داشته باشی ...
کسی که تمام روحياتش مثل خودت باشه ...
کسی که روحشو احساس کنی ...
کسی که وقتی حرف ميزنه تمام حرفها برات آشنا باشن ...
کسی که مثل تو نباشه ... خود تو باشه ... !
خيلی دنبالش ميگردی ...
آره ... همزمان با همه احمق بازيهات ... !
پيداش نميکنی ... سخته ... !
نااميد ميشی ...
سرد ... سرد ...
تصميم ميگيری همه چيزو فراموش کنی ...
گذشته و حال و آينده رو ... !
فقط ميخوای همينطوري سرد و بی صدا بری ...
به کجا ؟! ... خودت هم نميدونی ... !
فقط ميخوای بری و نرسی ... !
تو اوج نااميدی ... سردی ... خستگی و احتياج ...
مي بينيش ... !
حرفهای خودتو ميزنه ...
احساس ميکنی روحتو دزديده و تو جسم خودش جای داده ... !
باورش سخته ... !
کسی که هميشه فکر ميکردی : حتی نميدونه تو وجود داری ... !
ولی ...
دوری ... فاصله ... نزدیکی ... !
همه رو فراوش ميکنی و فقط کسی رو می خوای که زندگيت تو دستشه ... !


و الان :

میپرستم ، میپرستم آن نگاه معصومت را...

میپرستم سخنان قلب پاکت را... آن نوای شیرینت را... و صداقت روح شفافت را... !!!


همین دیگه ...


شقایق گل همیشه عاشق


  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٢


شب ...

ماهي قرمز ... دريا آبي ...
قلب قرمز ... روح آبي ...
يا تو قرمز و من آبي ...
يا اصلا ...
آبي قرمز ... قرمز آبي ...
يا به قوله بعضيا زرد قناري ...
يااصلا رنگين كمون و هفت رنگش ...
كدومش ديدنيه ...
توي اين شب ... تو سياهي ؟! ...

اينم گوش بديد يكم جو بگيردتون (Click Here)

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
اولندش ايناي كه گفتم و خودمم نفهميدم از كجام در اومدن به كنار، ما يه عمر گفتيم هنوزم مي گيم فقط آبيييييييييي ...
ثانيندش براي هزار و سيصد و هشتاد و دومين بار ياد آوري مي كنم كه به ملا قسم من شقايق نبوده و نيستم و اين تريبون آزاد تنها براي يك ماه و اندي و كوروس در اشغال منه
ثالثندش خدمت اون آخايوني كه از بيكاري ميان اينجا و اظهار نظر هاي "PG-13" مي ريزن اولا بگم كه اسم من "مجيد جان" نيست و وبلاگ رو اشتب اومدي مسعود خان
بعد اينكه شوما كه انقد درستون خوفه و مي دوني بعد از تابستون زمستون نيست برو يه شغل تو هوا شناسيه عمومي بگير كه ديگه انقد بيكار نباشي نابغه!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


? Catchoo Later Huh


نويد عاشقه گل شقايق www.persianpower.net



  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٢


دود ...

بهار بود... تابستون شد ...
تابستون رفت... زمستون شد ...
زمستون بود و بود و بود ...
با زور چي ؟! ...
با زور دود ؟! ...
آره ... شايد ...
شايد تو دود نشه چيزي ديد ...
ولي ...
ولي بوي بهار رو ميشه شنيد ! ...

در ضمن اين رو هم بزنيد تو رگ حال كنيد (Click Here)

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
بابا دمه خودم گرم بد مدل
اصلا ميگم حيفه استعداد آبشار من تو اين وبلاگ هدر بره
بايد كم و پيش به فكر يه وبلاگ خفن واسه خودم فرو برم U Know
ولي نه وللش يوهو شقايق جو گير ميشه ميزنه مارو "Smoke" ميكنه (; JK
تا يادم نرفته اين گل شقايق هم واسه شقايق جون گرچه من خودم گلم (; ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


? Catchoo Later Huh


نويد عاشقه گل شقايق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٢


عليك سلام!

اميدوارم اگه حالتون خوف نيست بد هم نباشه (اگر هم بده دره تيمارستان هارو كه نبستن بابا حالا چرا مي زني شوخي كردم! )
من اسم شريفم نويد, ولي مي تونيد راحت باشيد و آقا نويد صدام كنيد!
خلاصه همون طور كه شقايق جون گفت تا وقتي كه داره تو ايران حال مي كنه و جاي من و شما رو هم خالي نمي كنه بايد بندرو تحمل كنيد(Unfortunately)
ولي ميخوام بهتون يه حاله اساسي بدم و انتخاب رو بذارم به عقده خودتون كه دوست داريد تو اين يه مدت تريپه وبلاگ تريپ نويدي باشه(كه فكر كنم تاحالا ديكه 2 زاريتون آنتن داده تريپ نويدي چيه) يا تريپ شقايقي(يعني همون جوري كه قبلن بود كه البته كمي تا قسمتي به گروه خونيه ما نمي خوره U Know)
ولي حواستون باشه كه اين موقتيه پس سعي كنيد زياد عاشقم نشيد (;
ديگه به قوله بروبچه ايالات جهان خوار "It's Up 2 U, U Know"
پس نظر يادتون نره ? Aiiiiiiiiiit


? Catchoo Later Huh


نويد عاشقه گل شقايق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٢


سياهی هرگز ...

اين روشنا را ...
در تاريکی شبهای شهر ... می بينی ...
که نه باد خاموشش می کند ...
نه باران ؟! ...
پسرم ... !
اين روشنا را مي بينی ؟! ...
چراغ های استوار شهر ...
دلهای آفتابی زنان و مردانی است که ...
بر قامت سر بلند خويش ...
ايستاده ... مردند ...
چرا که گفتند : سياهی هرگز ! ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
تو مدتی که نيستم شايد نتونم اينجا رو آپديت کنم ولی يه دوست خوبم نويد خواهشمو قبول کرد که اينجا رو آپديت کنه ... البته نميدونم چی می خواد به خوردتون بده ! ولی خوب ديگه ... :)امیدوارم دوستش داشته باشین ... نمی خوام وقتی نیستم وبلاگم بمیره !‌ ...
اگه بهم فرصت بدن حتما آنلاين ميشم و تعريف ميکنم که چه خبره ... :) مواظب خودتون باشيد ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٢


ايران ... !

انقده دلم واسه تهران تنگ شده ...
انقده دلم واسه کافی شاپ آکواريوم تنگ شده ...
انقده دلم واسه رستوران لاوين تنگ شده ...
انقده دلم واسه ساندويچهای هايدا تنگ شده ... !
انقده دلم واسه شيطونی با دوستهام تنگ شده ...
انقده دلم واسه کوچه پس کوچه های تجريش تنگ شده ...
انقده دلم واسه تو تنگ شده ... !
دلم واسه همه چی تو ايران تنگ شده ... !
فقط يه هفته ديگه ... !


همین دیگه ...


شقایق گل همیشه عاشق


  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸٢


نا بهنگام ...

هوا پر از صداست ...
صدا پر از هواست ...
بانگ برآوردی : آزادی ... !
و پرنده ای که از بامت پر کشيد ...
زخمی بود ...


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
پ.ن :
این رو و این یکی رو حتما ببینید ...!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٢


وااااااااااااای ...

چرا بعضی از آدمها اصلا نمی فهمن تو چی ميگی؟!‌!!! ...


بله ... حتی شما دوست عزيز ... !!!


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٢


داريوش ...

ديشب داريوش اينجا بود ... هميشه غوغا ميکنه ... با همه خواننده ها فرق ميکنه ... مثل همه فقط از عشق نميخونه ... از همه چیز می خونه ... از سياست می خونه (نون و پنیر و سبزی ... ! ) ... از خونه !! ميخونه (مرا به خانه ام ببر...! )‌ ... از وطن ميخونه ! ( وطن پرنده پر در خون ... ! ) ... برای دل داغ ديده اش می خونه ( نگفتمت تنها مرو شب در کمين نشسته ... ! )‌(نگفتمت با من بيا تا سر زمين خورشيد ... !‌ ) از دختر گلش می خونه (لا لا لا لا گل خوش رنگ بيتا !‌ ) از بی وفايی می خونه ! ( تو اون شام مهتاب کنارم نشستی !‌ ) (در اون درگه عشق چه محتاج نشستم !‌ ) و از عـــــــــشق میخونه ! ( شقایق گل همیشه عاشق ! )
اینه دلیل علاقه بی حد و اندازه من بهش ... از ته دل می خونه ... صدای گرمش راحت از گلو بیرون میزنه! ... برای خودش می خونه ... و نه برای جمع آوری طرفدار و پول ... ! و دل داغ ديده ای داره که ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
به نيما هم سر بزنيد ... يه داستان نوشته ... يه داستان واقعی ! ...

پ.ن : این نیما که وبلاگ داره دوست ۶ ساله من که قبلا ازش گفتم نیست ... فقط یه دوست وبلاگی هست ... !!!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٢


...

به دنبال کدامين قصه و افسانه می گردی ...
در اين بيغوله ردپايی از ياران نمی يابی ...
چراغ شيخ شد خاموش و اين افسانه روشن شد ...
که در اين شهر ددان ميراثی از انسان نمی يابی ... !


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٢


...

من و تو در گذر تند باد حادثه ها ...
هزار مرتبه اوج و حضيض ها ديديم ...
مپوش چشم اميد از وطن که ما زين بيش ...
به عمر خويش چه ضد و نقيض ها ديديم ...


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٢


ياران ...

ياران ز چه رو رشته الفت بگسستند ...
عهدی که روا بود دگرباره نبستند ...
اين مردمکان از سر انديشه نديدند ...
کين بی خردان حرمت انسان بشکستند ...
ما را دگر از طعنه دشمن گله ای نيست ...
کان عهد که بستیم رفيقان بشکستند ...
افسوس همه سلسله داران بغنودند ...
وان يکه سواران همه از پا بنشستند ...
ای قافله سالار کجائی که ببينی ...
دزدان همگی همره اين قافله هستند ...
دردا در گنجينه به ماران بگشودند ...
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
تا چند روز ديگه داريوش رو باز ميبينم ... خيلی ذوق دارم واسه همين اينجا نوشتم ... :)
از هر چی درس هم بود راحت شدم ... وقت بيشتری برای وبلاگ دارم الان ... :)
تا چند هفته ديگه هم ميام ايراااااااااااااان ... خوشحالم ... خيلی خوشحالم ... :)
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
اينو هم بخونيد ... خوبه ... :) البته اصلا توصیه نمیکنم الگانس رو دوست داشته باشید ... ولی بیشتر قسمتهای مطلب حقیقته ... :)
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢


نميدونم ...

فکر کنم بهتره بعد از اين همه مدت يه تشکر از همه بکنم و ...
فرشاد : يه پسر خيلی گل که تو درست کردن اين وبلاگ خيلی کمکم کرد و هيچ وقت نذاشت کم بيارم ... ممنونم ...
مازيار عزيزم : يه دوست خوب که از قبل با هم آشنا بوديم و همين دنيای وبلاگ دوباره ما رو به هم نزديک کرد ... يه پسر خوب که ...
بلو ويسپر : نميدونم چرا اسمشو نميگفت ... آخر سر هم فکر کنم از دهنش پريد ... :) نوشته های خوبی داره که قدرت درک بالايی برای فهميدنشون ميخواد ...
زيرشلواری : واااااااااااای انقده باحال سر کار ميذاره ... قرار بود يه زيرشلواری هم به من بده ولی هنوز نداده ! برم ايران حتما ازش ميگيرم ...
گلابی جوووووووون : خودش ميگه گلابيم ولی بابا اين هلو هست ... حرفشو باور نکنين ... !
عجب : اين آقا نيما طرز فکر خيلی قشنگی داره ... با چشم و گوش بسته هم حرف نميزنه و تصميم نميگيره ... ! اينو مطمئنم ... مگه نه ؟! ...
پسر بدجنس : واقعا بدجنسه ... دل خيلی پری هم داره ... خلاصه مواظب خودتون باشين !
ژيوار : يه دختر مهربون با يه آقای محترم! ... وبلاگشونو دوست دارم ...
آزادی : اين پسر از مهربونی همتا نداره ... احسان جون اون لبخندی هم که هميشه ميزدم و يه دفعه محو شد تقصير اين پرشين بلاگه که هر چی ما ميکشيم از دست اين پرشين بلاگه ... خلاصه ناراحت نشو :) ...
بيوتی کويين : يه دختر مهربون ... حساس ... با يه فکر لطيف ... با طبع شعر بالا ... همه شعراش روحياتش رو نشون ميده ... درست گفتم ساغر جون ؟! ...
پارسا : فقط ميتونم بگم اسم وبلاگش واقعا به وبلاگش ميخوره ...
نازک نارنجی : خوب نميشناسمش ... ولی وبلاگشو دوست دارم ...
پسر ايرونی : اين بشر دختر و پسرای ايران رو خوب ميشناسه ... :)
شهرناز : قراره خاله بشه ... :) بايد بگيم خاله شهرناز ديگه ... آره !؟ ...
متهم : استعدادش تو نويسندگی خيلی خوبه ... بهش گفتم بداخلاق باهام قهر کرد ... ببخشيد خوب بداخلاق بودی ... ! ولی جدی خيلی ماهه ... :)
نيما : نميدونم چی بگم ... ديگه از دستم دلخور نيستی؟! ...
آلاله : اولين بار که ديدمش ۱۱ سالم بود ... يه خرگوش هم همون روز خريده بود اسمش فيلکس بود ... يادته آلال؟! ... يه وبلاگ مهربون هم داره :) ...
کندو : نميدونم چرا هر وقت آي دی تو رو ميبينم بايد کلی فکر کنم تا بفهمم کی هستی ... يعنی انقد خنگم !؟ ...
بی معنی : بعضی وقتها کلی از خوندن وبلاگش ميخندم ... نميدونم چرا :)
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
از همه کسايی که بهم لطف دارن ممنونم ... از همه کسايی که با نظراشون خوشحالم ميکنن ممنونم ... از مودی ممنونم ... از همه ... ممنونم ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
پرستو کمکم کرد ... خيلی چيزا بهم ياد داد ... من که هميشه سکوت ميکنم ... يادم داد که تو مسائل عمومی بايد داد زد ... برای گرفتن حق بايد حرف زد ... نوشت ...شاید خودش ندونه ...ولی کمک بزرگی به من بود ... شايد از اين به بعد شاهدش باشين ... پرستو جون مرسی :)


همين ديگه ...


شقايق گل هميشه عاشق

  
نویسنده : Shaghayegh ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢